تولید فولاد از جمله فرآیندهای صنعتی روی زمین است که به فیلتراسیون بسیار زیادی نیاز دارد. یک کارخانه فولادسازی یکپارچه میتواند دهها نقطه جمعآوری گرد و غبار جداگانه داشته باشد - کارخانههای پخت، کورههای بلند، کورههای اکسیژن پایه، کورههای قوس الکتریکی، کورههای آهک، ایستگاههای متالورژی پاتیلی، خطوط ریختهگری، کارخانههای نورد - و هر یک جریان گاز دودکش را با ترکیبی متمایز از دما، میزان گرد و غبار، مورفولوژی ذرات و ترکیب شیمیایی تولید میکنند. مشخصات کیسه فیلتر مناسب برای یک مکان، گاهی اوقات ظرف چند هفته، در مکان دیگری از کار میافتد.
این مشکلی را ایجاد میکند که من بارها در این زمینه با آن مواجه میشوم: کارخانههایی که به دلیل سادهتر بودن عملیات، از یک کیسه فیلتر واحد در چندین نقطه فرآیند استفاده میکنند، سالها با خرابیهای اولیه غیرقابل توضیح در مکانهای خاص سر و کار دارند، در حالی که عملکرد در جاهای دیگر قابل قبول است. این خرابیها تصادفی نیستند. وقتی شیمی گرد و غبار و مشخصات حرارتی را در هر نقطه از فرآیند درک کنید، قابل پیشبینی هستند.
این مقاله چالشهای فیلتراسیون در هر یک از مکانهای اصلی فرآیند کارخانه فولاد، دلیل انتخاب مواد استاندارد، چه اتفاقی میافتد وقتی که واسطه اشتباه نصب میشود و نحوه تأیید صحیح نصب کیسه فیلتر قبل از بازگرداندن سیستم به سرویس را پوشش میدهد.
مشکل گرد و غبار کارخانه فولاد یک مشکل نیست - هشت مشکل است
جریانهای گاز دودکش تولید شده در سراسر تولید فولاد تقریباً هیچ ویژگی مشترکی ندارند، به جز اینکه همه آنها قبل از رسیدن به دودکش باید تمیز شوند. درک آنچه هر یک را متمایز میکند، اساس انتخاب صحیح واسطه فیلتر است.
کارخانه پخت
زینترینگ فرآیندی است که در آن سنگ آهن ریز، زغال کک و مواد گدازآور به صورت تودهای متخلخل و مناسب برای کوره بلند در میآیند. گاز خروجی از رشته زینترینگ حاوی ذرات ریز در دمای ۱۲۰ تا ۱۸۰ درجه سانتیگراد، غلظتهای قابل توجهی از SO₂ ناشی از گوگرد موجود در سنگ معدن و کک، دیاکسینها و فورانهای ناشی از احتراق ناقص مواد آلی و ترکیبات فلزات سنگین است که در دمای زینترینگ تبخیر شده و با سرد شدن گاز روی ذرات معلق متراکم میشوند. ترکیب گازهای اسیدی، فلزات سنگین و ذرات ریز چسبنده در دماهای بالا، فیلتراسیون کیسهای کارخانه زینترینگ را به یکی از کاربردهای بسیار مورد نیاز در صنعت تبدیل میکند.

کیسههای فیلتر PTFE با لایه بندی غشاء PTFE، مشخصات صحیحی برای کاربردهای کارخانههای تفجوشی هستند. بیاثری شیمیایی کامل PTFE، محیط گاز اسیدی و ترکیبات فلزات سنگین را بدون تخریب مدیریت میکند. سطح غشاء، جذب ذرات ریز مورد نیاز برای حفظ ذرات آئروسل فلزات سنگین متراکم زیر میکرونی را که محیطهای فیلتراسیون عمقی مرسوم از آنها عبور میکنند، فراهم میکند. سطح نچسب از ایجاد کیک گرد و غبار چسبندهای که ذرات کارخانههای تفجوشی تمایل به تشکیل آن دارند، جلوگیری میکند، که در غیر این صورت باعث افزایش تدریجی افت فشار در طول چرخه عملیاتی میشود.
PPS گاهی اوقات در کارخانههای زینترینگ که غلظت SO₂ زیاد نیست و فشار هزینه قابل توجه است، استفاده میشود. PPS در دماهای عملیاتی مربوطه به خوبی با دی اکسید گوگرد مقابله میکند، اما مقاومت آن در برابر اکسیداسیون محدود است - در اتمسفرهایی با محتوای اکسیژن بالا، که میتواند در برخی از نقاط خروجی کارخانه زینترینگ رخ دهد، تخریب PPS تسریع میشود. اگر کارخانه از گوگردزدایی در بالادست بگ هاوس استفاده کند، این امر تا حدی محاسبه را تغییر میدهد، اما چالش آئروسل فلزات سنگین صرف نظر از آن باقی میماند.
ریختهگری کوره بلند
کارخانه ریختهگری، چشمگیرترین غبار بصری را در صنعت فولادسازی تولید میکند - فورانهای دود قرمز-نارنجی که هنگام استخراج آهن مذاب از کوره رخ میدهد. این غبار در درجه اول اکسید آهن است که در اثر اکسید شدن قطرات آهن و پاشش آنها در تماس با هوا تولید میشود. دما در هود جمعآوری میتواند در طول فرآیندهای استخراج به شدت افزایش یابد، اما میانگین دمای گاز در ورودی بگ هاوس معمولاً در محدوده ۱۰۰ تا ۱۸۰ درجه سانتیگراد است که بستگی به این دارد که هود جمعآوری چقدر مؤثر دود را جذب میکند و چه مقدار هوای رقیق وارد میشود.
غبار اکسید آهن حاصل از عملیات ریختهگری از نظر شیمیایی نسبتاً بیخطر اما از نظر فیزیکی ساینده است. کیسههای فیلتر ریختهگری معمولاً از طریق سایش مکانیکی در ورودی کیسه، جایی که جریان گاز پرسرعت حاوی غبار باعث سایش فرسایشی در میان فیلتر میشود، دچار خرابی میشوند. این کاربردی است که در آن خواص مکانیکی فیلتر - استحکام کششی، مقاومت در برابر سایش، ساختار پارچه - بیش از مقاومت شیمیایی اهمیت دارد.
کیسههای فیلتر آرامید (نومکس) به دلیل ترکیبی از استحکام مکانیکی، تحمل دمای مداوم تا 204 درجه سانتیگراد با حداکثر دمای 250 درجه سانتیگراد و پایداری ابعادی در چرخههای حرارتی که بین مراحل ضربه زدن رخ میدهد، در کاربردهای ریختهگری عملکرد خوبی دارند. فایبرگلاس نیز استفاده میشود، به خصوص در مواردی که دما بالاتر است، اما فایبرگلاس بیشتر در معرض آسیب مکانیکی ناشی از برخورد گرد و غبار ساینده است که از ویژگیهای جمعآوری در ریختهگری است. عملیات سطحی واسطه آرامید - کلندرکاری، سنگزنی یا لایهبندی غشایی - بر اساس نیاز خاص انتشار و ویژگیهای گرد و غبار در محل نصب خاص انتخاب میشود.
انتشار ثانویه کوره اکسیژن پایه
کوره اکسیژن پایه (BOF) مخزن اصلی فولادسازی در کارخانههای یکپارچه است. انتشار اولیه - توده عظیم تولید شده در طول دمش اکسیژن - معمولاً توسط یک سیستم بازیابی گاز اختصاصی به جای یک فیلتر پارچهای مدیریت میشود. آنچه مهندسان فیلتراسیون با آن سروکار دارند، انتشار ثانویه است: گرد و غبار فراری که از دهانه مخزن، از عملیات قلاویزکاری و از پاتیل در حین انتقال خارج میشود.
غبار انتشار ثانویه BOF عمدتاً اکسید آهن با مقداری اکسید کلسیم از افزودنیهای فلاکس است که در دماهای معمولاً در محدوده ۱۲۰ تا ۲۰۰ درجه سانتیگراد جمعآوری میشود. عارضه اصلی، بارگذاری متغیر غبار است - نرخ انتشار ثانویه در هنگام تخلیه و تخلیه در بالاترین حد خود قرار دارد و باعث ایجاد بارهای اوج روی بگ هاوس میشود که میتواند چندین برابر بیشتر از حالت پایدار باشد. واسطههای فیلتر برای سیستمهای انتشار ثانویه BOF به استحکام مکانیکی کافی نیاز دارند تا فرکانس پالس تمیزکاری مورد نیاز برای مدیریت این پیکها را مدیریت کنند، در حالی که پایداری ابعادی را در دمای عملیاتی حفظ میکنند.
آرامید در اینجا مشخصات استاندارد است و PPS در برخی از کاربردها که دمای عملیاتی با اطمینان بیشتری کنترل میشود، استفاده میشود. نکته مهم برای سیستمهای انتشار ثانویه BOF این است که سیستم تمیز کردن باید به درستی برای شرایط اوج بار تنظیم شود، نه فقط برای میانگین - یک کیسه هوا که در حالت عادی عملکرد مناسبی دارد اما نمیتواند اوج بار را تحمل کند، میتواند دقیقاً در لحظاتی که بیشترین گرد و غبار تولید میشود، باعث نقض انتشار شود.
کوره قوس الکتریکی
کوره قوس الکتریکی (EAF) یکی از چالش برانگیزترین محیطهای فیلتراسیون در تولید فولاد است. گرد و غبار EAF ترکیبی پیچیده است که عمدتاً از اکسید روی - که از قراضه گالوانیزه حاصل میشود - به همراه اکسید آهن، ترکیبات سرب، کادمیوم و سایر فلزات سنگین تشکیل شده است. میزان روی موجود در گرد و غبار EAF به اندازهای قابل توجه است که در بسیاری از حوزههای قضایی به عنوان یک زباله خطرناک طبقهبندی میشود و باید به عنوان یک منبع ثانویه روی با آن برخورد شود یا به همین ترتیب دفع گردد.
دمای گاز در مجرای جذب اولیه میتواند در طول مرحله ذوب به ۲۰۰ تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد یا بالاتر برسد و با رقیق شدن و خنک شدن گاز قبل از ورود به بگ هاوس، کاهش مییابد. چرخه عملیاتی کوره قوس الکتریکی (EAF) یک چرخه کاری بسیار متغیر ایجاد میکند - دما، سرعت جریان و میزان بارگذاری گرد و غبار، همگی بین مراحل شارژ، ذوب، پالایش و تخلیه به طور قابل توجهی تغییر میکنند. این تغییرپذیری، محیط فیلتر را از طریق چرخههای حرارتی مکرر و چرخههای پالس تمیز کردن با فرکانس متغیر، تحت فشار قرار میدهد.
کیسههای فیلتر فایبرگلاس به دلیل توانایی آنها در تحمل پیکهای دمای بالا در طول فازهای ذوب، مشخصات استاندارد سیستمهای اولیه جذب EAF هستند. دمای عملیاتی مداوم تا ۲۶۰ درجه سانتیگراد با پیکهای کوتاه مدت تا ۲۸۰ تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد، حاشیه ایمنی کافی برای نوسانات دمای فاز مذاب را فراهم میکند. پایداری ابعادی فایبرگلاس تحت چرخههای حرارتی - به ویژه مقادیر انقباض پایین - به این معنی است که کیسهها حتی پس از صدها چرخه حرارتی، تناسب خود را در نشیمنگاههای ورق لوله حفظ میکنند و از نشت بایپس که باعث خرابی انتشار در تاسیسات با استفاده از واسطههای درجه پایین میشود، جلوگیری میکنند.
برای سیستمهای جذب ثانویه کوره قوس الکتریکی (EAF) و هود سایبانی که دما پایینتر و یکنواختتر است، PPS یا آرامید ممکن است انتخابهای اقتصادیتری باشند. انتخاب بستگی به این دارد که آیا فلزات سنگین در مقادیری وجود دارند که مقاومت شیمیایی اضافی ورقههای PTFE را تضمین کند یا خیر.
کوره آهک
کورههای آهک در کارخانههای فولاد - که برای تولید آهک زنده جهت استفاده به عنوان گدازآور در فولادسازی استفاده میشوند - در دمای ۱۵۰ تا ۲۵۰ درجه سانتیگراد، غبار اکسید کلسیم و کربنات کلسیم بسیار ریز تولید میکنند. غبار آهک جاذب رطوبت است: رطوبت را از جریان گاز جذب میکند و اگر دمای گاز به سمت نقطه شبنم کاهش یابد، میتواند در سطح کیسه، هیدروکسید کلسیم تشکیل دهد. هیدروکسید کلسیم چسبنده است و اگر در هنگام راهاندازی، خاموش شدن یا کاهش بار، میعان رخ دهد، به سرعت در محیط فیلتر کور، چسبندگی ایجاد میکند.
این رفتار رطوبتگریز، مکانیسم اصلی خرابی کیسه فیلتر در کاربردهای کوره آهک است. کارخانههایی که خرابیهای اولیه مکرر را در کیسههای هوا کوره آهک تجربه میکنند، اغلب متوجه میشوند که مشکل، مدیریت دما در هنگام راهاندازی و خاموش شدن است، نه خود مشخصات محیط فیلتر. کیسههایی که قبل از ایجاد کیک غبار پایدار، در معرض دمای گاز زیر نقطه شبنم اسیدی یا زیر نقطه شبنم رطوبتی قرار میگیرند، بسیار مستعد کور شدن ناشی از خمیر آهک فعالشده با رطوبت هستند.
برای محیط فیلتر، کیسههای فیلتر فایبرگلاس در بالاترین حد محدوده دمایی مناسب هستند و آرامید به عنوان جایگزین در دمای ۱۵۰ تا ۲۰۰ درجه سانتیگراد استفاده میشود. مهمترین ملاحظه مهندسی، مدیریت حرارتی است: عایقبندی کافی روی کانالها و محفظه بگ هاوس برای جلوگیری از افت دما به زیر نقطه شبنم، و یک روش راهاندازی که سیستم را قبل از ورود گاز فرآیندی به دمای عملیاتی برساند. پوشش اولیه با آهک قبل از اولین راهاندازی، یک لایه حفاظتی مهم اضافی برای محیط فیلتر تازه فراهم میکند.
کوره دوار - تفاله آلومینیوم و متالورژی ثانویه
کورههای دوار برای پردازش تفاله آلومینیوم، ذوب ثانویه آلومینیوم و سایر فرآیندهای متالورژی غیرآهنی، جریانهای غباری تولید میکنند که حاوی ترکیبات اکسید آلومینیوم واکنشپذیر در کنار گاز دودکش حاصل از احتراق سوخت هستند. میزان بارگذاری غبار و مشخصات دما به شدت به ماده خاص مورد پردازش و چرخه عملیاتی کوره بستگی دارد.
موردی که این کاربرد را به خوبی نشان میدهد، مربوط به یک مرکز فرآوری تفاله آلومینیوم با مشکل عدم انطباق انتشار گازهای گلخانهای در یکی از کیسههای کوره دوار آنها است. بررسیهای میدانی نشان داد که کیسههای فیلتر نصب شده، راندمان فیلتراسیون مورد نیاز برای برآورده کردن الزام انتشار بسیار کم 10 میلیگرم بر نیوتن متر مکعب را ندارند. تجزیه و تحلیل SEM از الیاف واسطه فیلتر اصلی، تخریبی مطابق با حمله شیمیایی ترکیبات گاز دودکش واکنشپذیر را نشان داد - مشخصات واسطه برای محیط شیمیایی واقعی ناکافی بود.
راه حل، جایگزینی با کیسههای فیلتر PTFE با دقت بالای فیلتراسیون بود که قابلیت جذب ذرات ریز مورد نیاز برای هدف زیر 10 میلیگرم بر نیوتن متر مکعب را با مقاومت شیمیایی ترکیب میکرد تا در محیط گاز واکنشپذیر عملکرد قابل اعتمادی داشته باشد. پس از نصب، سیستم با تشخیص نشت پودر ردیاب فلورسنت راهاندازی شد تا قبل از بازگشت به سرویس، یکپارچگی آن تأیید شود. یک ماه پس از راهاندازی، آزمایش پشته توسط شخص ثالث، میزان انتشار واقعی 1 میلیگرم بر نیوتن متر مکعب را اندازهگیری کرد - که کاملاً در محدوده 10 میلیگرم بر نیوتن متر مکعب بود.
درس کلیدی این مورد این است که شکست آزمایش انتشار در یک کوره دوار به طور خودکار به معنای مشکل در یکپارچگی کیسه نیست. این میتواند به همان اندازه به معنای مشکل در دقت فیلتراسیون باشد - کیسهها سالم و به درستی آببندی شدهاند، اما رسانه به اندازه کافی ریز نیست تا ذرات زیر میکرونی موجود در جریان گاز را به دام بیندازد. تجزیه و تحلیل فیبر SEM به تمایز بین این حالتهای شکست کمک میکند، که نیاز به رویکردهای اصلاحی کاملاً متفاوتی دارند.
چرا لمینت غشایی PTFE معادله عملکرد را تغییر میدهد؟
در تمام مکانهای فرآیند کارخانه فولاد که در بالا توضیح داده شد، لایهگذاری غشایی PTFE روی بستر فیلتر - چه آن بستر فایبرگلاس، آرامید یا PPS باشد - مکانیسم فیلتراسیون را به گونهای تغییر میدهد که پیامدهای عملیاتی قابل توجهی دارد.
کیسههای فیلتر سوزنی معمولی با فیلتراسیون عمقی کار میکنند: ذرات به ماتریس فیبر نفوذ میکنند و در ساختار واسطه به دام میافتند. یک کیسه فیلتراسیون عمقی تنها پس از تشکیل یک کیک گرد و غبار پایدار روی سطح، به راندمان طراحی شده خود دست مییابد - دوره اولیه پس از نصب یا پس از یک پالس تمیزکاری کامل با نفوذ بیشتر ذرات تا زمان تشکیل مجدد کیک مشخص میشود. این توضیح میدهد که چرا انتشار گازهای گلخانهای اغلب پس از یک چرخه تمیزکاری در یک کیسه فیلتراسیون عمقی با عملکرد خوب، به طور خلاصه به اوج خود میرسد و چرا دوره بلافاصله پس از نصب کیسه جدید، پرخطرترین دوره برای تجاوز از میزان انتشار است.
لایهبندی غشای PTFE این را به فیلتراسیون سطحی تغییر میدهد. غشای PTFE دو محوره کشیده شده - با چگالی منافذ در حدود 10⁹ منافذ در هر سانتیمتر مربع و اندازه منافذ در محدوده 0.3 تا 1 میکرومتر - ذرات را در سطح پارچه به جای درون ساختار الیاف جذب میکند. این بدان معناست که کیسه از اولین چرخه عملیاتی پس از نصب، بدون نیاز به تشکیل کیک گرد و غبار، به عملکرد انتشار طراحی شده خود دست مییابد. مهمتر از همه، پالسهای تمیز کردن باعث ایجاد جهشهای انتشار گذرا که در محیطهای فیلتراسیون عمقی دیده میشود، نمیشوند، زیرا سطح به جای کیک، فیلتراسیون را انجام میدهد.
برای کاربردهای کارخانههای فولاد با الزامات انتشار بسیار کم - که با تشدید مقررات زیستمحیطی به طور فزایندهای رایج شده است - لایهبندی غشای PTFE اغلب تفاوت بین برآورده کردن قابل اعتماد محدودیت و اجرا در محدوده مرزی است که در آن تغییرپذیری فرآیند گاهی اوقات باعث تجاوز میشود.
محدودیت استفاده از غشاء PTFE مقاومت در برابر سایش است. غشاء یک لایه نازک است که به پارچه پایه لمینت شده است و در برابر آسیب مکانیکی ناشی از برخورد گرد و غبار بسیار ساینده با سرعت بالا آسیب پذیر است. در کاربردهایی مانند کورههای ریختهگری که گرد و غبار درشت و زاویهدار است و با انرژی جنبشی قابل توجهی به ورودی کیسه میرسد، آسیب به غشاء میتواند به مرور زمان رخ دهد. برای این کاربردها، محیط بدون غشاء با مانع ورودی مناسب برای هدایت جریان گاز به دور از برخورد مستقیم کیسه، اغلب انتخاب مهندسی بهتری نسبت به لمینت غشاء است.
راهاندازی و تشخیص نشتی: مرحلهای که اکثر نیروگاهها از آن صرف نظر میکنند
نصب کیسههای فیلتر صحیح در یک کیسه فیلتر که به درستی نگهداری میشود، برای دستیابی به عملکرد انتشار مورد نظر سیستم، ضروری است اما کافی نیست. هر نصب، فرصتهایی برای نشت ایجاد میکند: طوقههای کیسه که به درستی قرار نگرفتهاند، کیسههای آسیب دیده در حین جابجایی، بینظمیهای سطح ورق لوله که از آببندی کامل جلوگیری میکنند و آببندیهای درب دسترسی که به درستی تعویض نشدهاند.
تنها راه قابل اعتماد برای تأیید صحت نصب قبل از بازگرداندن سیستم به سرویس، تشخیص نشتی با پودر ردیاب فلورسنت است. پودر ردیاب - یک ذره ریز فلورسنت - به محفظههای کیسه هوا وارد شده و توسط اختلاف فشار به سمت هر نقطه نشتی کشیده میشود. بازرسی از پلنوم هوای پاک زیر نور ماوراء بنفش، محل هرگونه نشتی را با دقت نشان میدهد: سوراخ دقیق صفحه لوله که در آن یقه کیسه آببندی نشده است، کیسه خاصی که سوراخ آسیب دیده در حین جابجایی دارد، درب دسترسی که در آن آببندی نیاز به تنظیم دارد.
برای سیستمهایی با الزامات انتشار بسیار کم - که با تشدید استانداردهای نظارتی در کاربردهای کارخانه فولاد رایج است - تشخیص نشت پودر ردیاب فلورسنت قبل از راهاندازی اختیاری نیست. نشتی یک حلقه کیسه در یک محفظه بزرگ میتواند باعث افزایش قابل اندازهگیری انتشار شود که به صورت یک افزایش عمومی پراکنده در غلظت دودکش ظاهر میشود تا یک منبع مجزا و قابل شناسایی. بدون مرحله تشخیص نشتی، عیبیابی این نوع مشکل پس از راهاندازی بسیار دشوار است.
پیش پوشش با پودر آهک یا کربنات کلسیم قبل از اولین راه اندازی پس از تعویض کیسه، عملکردی مکمل دارد: این پوشش یک لایه محافظ روی سطوح کیسه تازه ایجاد میکند که از رسیدن اولین بار گرد و غبار فرآیند - که اغلب ریزترین و نافذترین ماده است - به محیط و مسدود شدن آن قبل از تشکیل کیک غبار پایدار جلوگیری میکند. در کاربردهای کارخانه فولاد که گرد و غبار ریز است و الزامات انتشار گازهای گلخانهای سختگیرانه است، پیش پوشش، خطر جهش انتشار گازهای گلخانهای در دوره نصب را که اغلب در محیطهای تازه بدون پوشش رخ میدهد، کاهش میدهد.
خلاصه انتخاب رسانه فیلتر بر اساس موقعیت مکانی فرآیند کارخانه فولاد
جدول زیر، راهنمای مشخصات مورد بحث در بالا را گردآوری کرده است. این جدول باید به عنوان یک چارچوب اولیه در نظر گرفته شود، نه یک مشخصات مطلق - انتخاب واقعی نیاز به تجزیه و تحلیل دمای خاص گاز، شیمی، میزان گرد و غبار و الزامات انتشار در نصب خاص دارد.
| محل فرآیند | محدوده دما | چالش اصلی | رسانههای پیشنهادی |
|---|---|---|---|
| کارخانه پخت | 120-180 ° C | SO₂، فلزات سنگین، گرد و غبار ریز و چسبنده | کیسههای فیلتر PTFE با غشاء |
| ریختهگری کوره بلند | 100-180 ° C | سایش، چرخه حرارتی | کیسههای فیلتر آرامید |
| انتشار ثانویه BOF | 120-200 ° C | بارگذاری متغیر گرد و غبار، اکسید آهن | آرامید یا PPS |
| کوره قوس الکتریکی (اولیه) | 200-300 ° C | پیکهای دمای بالا، روی/فلزات سنگین | کیسههای فیلتر فایبرگلاس با غشای PTFE |
| کوره آهک | 150-250 ° C | گرد و غبار رطوبتگیر، خطر میعان | فایبرگلاس (دمای بالا) / آرامید (دمای پایین) |
| کوره دوار (متالورژی ثانویه) | 150-250 ° C | جذب ذرات ریز، حمله شیمیایی | PTFE یا کیسه های فیلتر P84 |
تماس با تصفیه خانه املا
شرکت Omela Filtration کیسههای فیلتر جمعآوری گرد و غبار را برای طیف کاملی از کاربردهای کارخانههای فولاد و متالورژی - پخت، کوره بلند، BOF، EAF، کوره آهک، کوره دوار و جابجایی مواد - ارائه میدهد. تیم مهندسی ما انتخاب واسطه فیلتر مخصوص فرآیند، ارزیابی شرایط در محل، خدمات نصب و تشخیص نشت پودر فلورسنت را ارائه میدهد.